ميرزا محمد حيدر دوغلات
مقدمه 157
تاريخ رشيدى ( فارسي )
جا آنها را مىديدند از وحشت مىگريختند . » « 1 » آيا ممكن است قومى كه يك چنين توصيفى مثل اين ، ولو از سوى شاعرى وحشتزده ، درباره آنها به عمل آمده ، بتواند عموما مردانى چون يونس [ خان ] يا بابر ، در فاصله پايان قرن سيزدهم و نيمه دوم قرن پانزدهم داشته باشد . بدين ترتيب ، اگر چه در نگاه اوّل به واسطه تغييرات ناشى از مذهب مترقى اسلام و استفاده روزافزون از زبان تركى در ميان خاندان خانها ، تميز بين مردم حقيقى مغول غير ممكن به نظر مىرسد ، اما هنوز مدركى در دست نيست كه نشان دهد حتى تا نيمه نخست قرن شانزدهم مغولهاى مغولستان - مغول اولوس ميرزا حيدر - حقيقتا مردمى جدا از تركها بوده باشند . ميرزا در خلال دورهاى از 1514 تا 1533 دقيقا با همان اصطلاحاتى به قبيلهاى متمايز يا جماعتى از مغول - كه تعدادشان معدود بوده - مرتبا اشاره مىكند كه در يك دوره تاريخى دويست ساله از مغولها با آن اصطلاحات ياد كرده است . آنها نه قرغيز بودهاند . نه اوزبك ، نه قلماق ، بلكه دشمن ذاتى اين سه گروه محسوب مىشدهاند ؛ آنان ، اولوس ( يا طايفه ) خانانى از نسل چغتاى بودند كه رسوم منقول را حفظ كرده بودند ، و از اشارات ضمنى نادرى كه وى به اصطلاحات و عبارات منقول نموده ، مىتوان گفت كه حداقل چيزى از زبان اصلى قوم آنان باقى مانده بوده ، هر چند كه نوشتههايى در اين مورد موجود نيست تا بتواند اين گفته را ثابت نمايد . اين امر در حالى است كه تودههاى آنها الگوى منقولى خود را حفظ كرده باشند و شايد بتوان به روشنى حدس زد كه نقش آميزش خونى در ميزان تغييرات حاصله در ميان آنان تا چه اندازه كمتر از نقش گرايش مردم به اسلام بوده است . گسترش آيين اسلام هميشه به تغيير آداب و رسوم و استفاده از زبان عربى ، تركى يا فارسى انجاميده است ؛ اما على رغم همه اينها ، خصوصيات قومى باقى مانده تا اينكه در جريان يك زاد و ولد درونى ، يك پاكسازى بسيار تدريجى به عمل آمده ، اين كار بايستى در طول سدههاى متعددى انجام گرفته باشد . چند مورد مشابه ( علاوه بر مورد هزارهها ) را مىتوان در ميان اقوام
--> ( 1 ) . 9 - 528 . pp , . iii , aidni fo . tsih s'toille .